1
00:00:02,100 --> 00:00:04,190
‫چرا ما رو برگردوندی؟

2
00:00:04,530 --> 00:00:07,400
‫قهرمان و گروهش هنوز اونجا بودن که.

3
00:00:07,400 --> 00:00:11,160
‫تابلو بود که هدف اصلی «پادشاه شیاطین» تو بودی.

4
00:00:11,500 --> 00:00:13,010
‫وقتی ما عقب‌نشینی کردیم،

5
00:00:13,010 --> 00:00:16,200
‫بعید می‌دونم کاری به کار اونایی که خطری ندارن، داشته باشه.

6
00:00:16,860 --> 00:00:19,040
‫حرفامون رو شنیدی؟

7
00:00:19,040 --> 00:00:20,160
‫بانو «دینا»

8
00:00:20,160 --> 00:00:22,200
‫تمام مدت داشتن گوش می‌دادن.

9
00:00:22,200 --> 00:00:24,420
‫یا بهتره بگم، رصد می‌کردن.

10
00:00:25,420 --> 00:00:28,100
‫با این حال، لازم نبود وسط همچین بحث مهمی بپرید و...

11
00:00:28,100 --> 00:00:30,000
‫حق با بانو لیبراست!

12
00:00:30,340 --> 00:00:34,990
‫پادشاه شیاطین بدون درگیری با گروه قهرمان، گذاشت رفت.

13
00:00:35,610 --> 00:00:37,020
‫که این‌طور؟

14
00:00:37,020 --> 00:00:41,210
‫پس فکر کنم به هدفم که محافظت از قهرمان بود رسیدم.

15
00:00:41,940 --> 00:00:43,310
‫بانو لوفاس؟

16
00:00:43,310 --> 00:00:45,900
‫می‌خوایم یه کم با خودمون خلوت کنیم.

17
00:00:48,290 --> 00:00:50,860
‫آلوینوس، آره؟

18
00:00:51,370 --> 00:00:54,950
‫حالا که فکرش رو می‌کنم، چیز زیادی از اینجا نمی‌دونم.

19
00:00:55,320 --> 00:00:58,510
‫«الهه رحمت» این دنیا رو خلق کرد،

20
00:00:58,510 --> 00:01:01,080
‫و توی اون بازی آنلاین، نماینده سازنده‌های بازی بود.

21
00:01:01,900 --> 00:01:05,870
‫احتمالاً توی اومدن من به اینجا هم نقش داشته.

22
00:01:06,290 --> 00:01:09,550
‫بعدشم که این ماجرای «سناریوی الهه» هست.

23
00:01:10,340 --> 00:01:14,760
‫«لوفاس» دویست سال پیش می‌خواسته در موردش چیکار کنه؟

24
00:01:15,390 --> 00:01:19,350
‫کاش می‌تونستم تمام حرفای پادشاه شیاطین رو بشنوم.

25
00:01:21,900 --> 00:01:27,460
‫تفاوت‌های بین بازی و این دنیا خیلی بیشتر از اون چیزیه که انتظار داشتم.

26
00:01:29,650 --> 00:01:30,910
‫هیچی ازش سر در نمیارم!

27
00:01:31,980 --> 00:01:33,940
‫چند روز بعد

28
00:01:31,980 --> 00:01:33,940
‫لاواتین

29
00:01:34,170 --> 00:01:36,650
‫قهرمان، متأسفم.

30
00:01:34,340 --> 00:01:34,370
‫قسمت ۱۲

31
00:01:34,340 --> 00:01:34,370
‫یه چیز عجیب‌غریب تو سرزمین مادریم بود!

32
00:01:34,340 --> 00:01:34,370
‫قسمت ۱۲

33
00:01:34,340 --> 00:01:34,370
‫یه چیز عجیب‌غریب تو سرزمین مادریم بود!

34
00:01:34,370 --> 00:01:34,410
‫قسمت ۱۲

35
00:01:34,370 --> 00:01:34,410
‫یه چیز عجیب‌غریب تو سرزمین مادریم بود!

36
00:01:34,410 --> 00:01:34,450
‫قسمت ۱۲

37
00:01:34,410 --> 00:01:34,450
‫یه چیز عجیب‌غریب تو سرزمین مادریم بود!

38
00:01:34,450 --> 00:01:36,190
‫قسمت ۱۲

39
00:01:34,450 --> 00:01:36,190
‫{\an1}یه چیز عجیب‌غریب تو سرزمین مادریم بود!

40
00:01:36,190 --> 00:01:36,230
‫یه چیز عجیب‌غریب تو سرزمین مادریم بود!

41
00:01:36,190 --> 00:01:36,230
‫یه چیز عجیب‌غریب تو سرزمین مادریم بود!

42
00:01:36,190 --> 00:01:36,230
‫قسمت ۱۲

43
00:01:36,190 --> 00:01:36,230
‫قسمت ۱۲

44
00:01:36,230 --> 00:01:36,270
‫یه چیز عجیب‌غریب تو سرزمین مادریم بود!

45
00:01:36,230 --> 00:01:36,270
‫یه چیز عجیب‌غریب تو سرزمین مادریم بود!

46
00:01:36,230 --> 00:01:36,270
‫قسمت ۱۲

47
00:01:36,230 --> 00:01:36,270
‫قسمت ۱۲

48
00:01:36,270 --> 00:01:36,350
‫یه چیز عجیب‌غریب تو سرزمین مادریم بود!

49
00:01:36,270 --> 00:01:36,350
‫یه چیز عجیب‌غریب تو سرزمین مادریم بود!

50
00:01:36,270 --> 00:01:36,350
‫قسمت ۱۲

51
00:01:36,270 --> 00:01:36,350
‫قسمت ۱۲

52
00:01:36,350 --> 00:01:36,400
‫یه چیز عجیب‌غریب تو سرزمین مادریم بود!

53
00:01:36,350 --> 00:01:36,400
‫یه چیز عجیب‌غریب تو سرزمین مادریم بود!

54
00:01:36,350 --> 00:01:36,400
‫قسمت ۱۲

55
00:01:36,350 --> 00:01:36,400
‫قسمت ۱۲

56
00:01:36,400 --> 00:01:36,440
‫یه چیز عجیب‌غریب تو سرزمین مادریم بود!

57
00:01:36,400 --> 00:01:36,440
‫یه چیز عجیب‌غریب تو سرزمین مادریم بود!

58
00:01:36,400 --> 00:01:36,440
‫قسمت ۱۲

59
00:01:36,400 --> 00:01:36,440
‫قسمت ۱۲

60
00:01:36,440 --> 00:01:37,190
‫یه چیز عجیب‌غریب تو سرزمین مادریم بود!

61
00:01:36,440 --> 00:01:37,190
‫قسمت ۱۲

62
00:01:37,190 --> 00:01:37,230
‫یه چیز عجیب‌غریب تو سرزمین مادریم بود!

63
00:01:37,190 --> 00:01:37,230
‫یه چیز عجیب‌غریب تو سرزمین مادریم بود!

64
00:01:37,190 --> 00:01:37,230
‫قسمت ۱۲

65
00:01:37,190 --> 00:01:37,230
‫قسمت ۱۲

66
00:01:37,210 --> 00:01:40,270
‫تیمت رو جوری تشکیل داده بودم که
‫برای هر چیزی آماده باشه،

67
00:01:37,230 --> 00:01:37,270
‫یه چیز عجیب‌غریب تو سرزمین مادریم بود!

68
00:01:37,230 --> 00:01:37,270
‫یه چیز عجیب‌غریب تو سرزمین مادریم بود!

69
00:01:37,230 --> 00:01:37,270
‫قسمت ۱۲

70
00:01:37,230 --> 00:01:37,270
‫قسمت ۱۲

71
00:01:37,270 --> 00:01:37,350
‫یه چیز عجیب‌غریب تو سرزمین مادریم بود!

72
00:01:37,270 --> 00:01:37,350
‫یه چیز عجیب‌غریب تو سرزمین مادریم بود!

73
00:01:37,270 --> 00:01:37,350
‫قسمت ۱۲

74
00:01:37,270 --> 00:01:37,350
‫قسمت ۱۲

75
00:01:37,350 --> 00:01:37,400
‫یه چیز عجیب‌غریب تو سرزمین مادریم بود!

76
00:01:37,350 --> 00:01:37,400
‫یه چیز عجیب‌غریب تو سرزمین مادریم بود!

77
00:01:37,350 --> 00:01:37,400
‫قسمت ۱۲

78
00:01:37,350 --> 00:01:37,400
‫قسمت ۱۲

79
00:01:37,400 --> 00:01:37,440
‫یه چیز عجیب‌غریب تو سرزمین مادریم بود!

80
00:01:37,400 --> 00:01:37,440
‫یه چیز عجیب‌غریب تو سرزمین مادریم بود!

81
00:01:37,400 --> 00:01:37,440
‫قسمت ۱۲

82
00:01:37,400 --> 00:01:37,440
‫قسمت ۱۲

83
00:01:37,440 --> 00:01:39,220
‫یه چیز عجیب‌غریب تو سرزمین مادریم بود!

84
00:01:37,440 --> 00:01:39,220
‫قسمت ۱۲

85
00:01:40,870 --> 00:01:43,500
‫ولی «آلفی» از ترس فرار کرده،

86
00:01:43,810 --> 00:01:46,290
‫و اون جوخه‌ی تکاورها هم غیبشون زده.

87
00:01:46,650 --> 00:01:48,880
‫ولی نگران نباش.

88
00:01:48,880 --> 00:01:51,500
‫از قبل یه سری نخبه‌ی جدید آماده کردم تا کمکت کنن.

89
00:01:51,500 --> 00:01:53,050
‫اولیش!

90
00:01:53,050 --> 00:01:56,090
‫پدر «آلفی»! قوی‌ترین مزدور!

91
00:01:56,550 --> 00:01:59,170
‫«گانتز» دیومانند!

92
00:01:59,170 --> 00:02:02,890
‫تا وقتی من هستم خیالت راحت باشه، قهرمان!

93
00:02:02,890 --> 00:02:05,350
‫اصلاً شبیه دخترش نیست.

94
00:02:05,350 --> 00:02:06,730
‫بعدی!

95
00:02:06,730 --> 00:02:09,310
‫اینم از ماجراجوهایی که اون

96
00:02:09,310 --> 00:02:11,980
‫مقبره‌ی حاکم ظالم بال‌سیاه رو فتح کردن
‫و گنجش رو به دست آوردن!

97
00:02:11,980 --> 00:02:12,730
‫ما سریعیم!

98
00:02:12,730 --> 00:02:13,770
‫ما قوی‌ایم!

99
00:02:13,770 --> 00:02:15,230
‫نمی‌ذاریم طعمه‌مون فرار کنه!

100
00:02:15,230 --> 00:02:16,650
‫ما...

101
00:02:16,890 --> 00:02:18,360
‫چشم شاهین!

102
00:02:18,630 --> 00:02:21,490
‫احضارتون رو دریافت کردیم، اعلیحضرت.

103
00:02:21,490 --> 00:02:25,400
‫می‌تونید خیال‌تون بابت پسرک قهرمان راحت باشه!

104
00:02:25,400 --> 00:02:26,500
‫پسرک؟

105
00:02:26,500 --> 00:02:28,560
‫تازه!

106
00:02:28,560 --> 00:02:31,040
‫*خودم* هم توی نبرد همراهیت می‌کنم، قهرمان!

107
00:02:32,230 --> 00:02:35,060
‫شاید الان پیرمرد شده باشم،

108
00:02:35,060 --> 00:02:38,680
‫ولی جوونیام توی خط مقدم حسابی جنگیدم!

109
00:02:38,680 --> 00:02:40,690
‫به خاطر آینده‌ی روشن مردمم!

110
00:02:40,690 --> 00:02:43,100
‫منم جونم رو به خطر می‌اندازم!

111
00:02:43,100 --> 00:02:47,690
‫بهتون نشون می‌دم شمشیرزنی «آلیوث ششم» یعنی چی!

112
00:02:46,060 --> 00:02:47,690
‫پادشاه خل شده!

113
00:02:47,690 --> 00:02:48,770
‫بگیریدش!

114
00:02:51,440 --> 00:02:52,900
‫ولم کنید!

115
00:02:52,900 --> 00:02:55,570
‫آم، اشکالی نداره؟

116
00:02:53,230 --> 00:02:55,820
‫ولم کنید!

117
00:02:55,820 --> 00:02:57,360
‫این جرم نیست؟

118
00:02:57,360 --> 00:02:58,830
‫مسئله‌ای نیست.

119
00:02:59,150 --> 00:03:02,310
‫پادشاه ما آدمی نیست که روی این چیزا حساس باشه.

120
00:03:02,310 --> 00:03:03,370
‫آهان.

121
00:03:03,730 --> 00:03:05,460
‫پس مرد خیرخواهیه!

122
00:03:05,460 --> 00:03:07,150
‫مشکل اینه؟

123
00:03:07,580 --> 00:03:12,210
‫اگه نبود، «فردریش» خان خیلی وقت پیش باید می‌افتاد زندان.

124
00:03:13,660 --> 00:03:16,250
‫الان این خنده داره؟

125
00:03:16,250 --> 00:03:20,980
‫مگه پادشاه نباید وقار و ابهت و این چیزا داشته باشه؟

126
00:03:22,910 --> 00:03:24,760
‫ایشون کلاً قید این چیزا رو زده.

127
00:03:24,760 --> 00:03:26,220
‫اینجا دیگه کجاست؟

128
00:03:27,310 --> 00:03:29,140
‫حالا، یک بار دیگه...

129
00:03:29,570 --> 00:03:36,250
‫این گروه راهی میشه تا «اُرم»، پادشاه شیاطینِ پلید، و «لوفاس» فاتح رو شکست بده!

130
00:03:38,420 --> 00:03:41,950
‫جریان این شخصیت‌های مسخره و عجیب‌غریب چیه دیگه؟

131
00:03:42,930 --> 00:03:44,680
‫واناهایم

132
00:03:46,030 --> 00:03:51,160
‫بانو «پارتنوس» دویست ساله که داره از سرزمین مادری‌تون محافظت می‌کنه.

133
00:03:52,060 --> 00:03:54,630
‫باید بابت وفاداری‌ش ممنون باشیم.

134
00:03:54,630 --> 00:03:57,440
‫ولی مگه غیرممکن نیست؟

135
00:03:57,440 --> 00:03:59,490
‫پارتنوس انسان بود.

136
00:03:59,490 --> 00:04:03,190
‫مگه میشه آدما تو این دنیا انقدر عمر کنن؟

137
00:04:04,930 --> 00:04:07,140
‫باید دیگه کم‌کم به سد دفاعی برسیم.

138
00:04:09,800 --> 00:04:10,830
‫همم؟

139
00:04:10,830 --> 00:04:13,910
‫چه راحت از سد رد شدیم.

140
00:04:13,910 --> 00:04:16,520
‫لابد یعنی ما رو دوست خودش می‌دونه؟

141
00:04:21,500 --> 00:04:22,910
‫ها؟! مهمون؟!

142
00:04:23,320 --> 00:04:24,950
‫یه لحظه صبر کنید لطفاً!

143
00:04:24,950 --> 00:04:28,850
‫صداش برای پارتنوس خیلی جوون بود.

144
00:04:28,850 --> 00:04:31,870
‫نکنه وردی چیزی پیدا کرده که جوون بشه؟

145
00:04:40,460 --> 00:04:41,860
‫یه بال‌بهشتی؟

146
00:04:41,860 --> 00:04:44,090
‫این قطعاً پارتنوس نیست.

147
00:04:44,470 --> 00:04:45,550
‫ما...

148
00:04:44,670 --> 00:04:46,140
‫دخترک!

149
00:04:46,140 --> 00:04:49,600
‫جلوی بانوی بزرگ من می‌لرزی؟!

150
00:04:49,600 --> 00:04:51,770
‫همچین رفتاری بی‌احترامیه...

151
00:04:51,770 --> 00:04:52,680
‫احمق.

152
00:04:52,370 --> 00:04:55,230
‫چرا آخه؟!

153
00:04:53,020 --> 00:04:54,690
‫اونی که داره بی‌احترامی می‌کنه *تویی*.

154
00:04:55,550 --> 00:04:57,230
‫اوه، ما رو ببخش.

155
00:04:57,230 --> 00:04:58,930
‫زیردستمون بهت بی‌ادبی کرد.

156
00:04:59,310 --> 00:05:02,510
‫ما یه عده آدم... مشکوکیم، ولی...

157
00:05:02,510 --> 00:05:04,790
‫اومدیم اینجا «پارتنوس» رو ببینیم.

158
00:05:05,490 --> 00:05:07,160
‫مامان‌بزرگ رو می‌شناسید؟

159
00:05:07,640 --> 00:05:08,940
‫«مامان‌بزرگ»؟

160
00:05:10,470 --> 00:05:19,480
‫«ویرگو»

161
00:05:10,470 --> 00:05:19,480
‫نام

162
00:05:10,680 --> 00:05:19,480
‫سطح

163
00:05:10,680 --> 00:05:19,480
‫۵۰

164
00:05:10,680 --> 00:05:19,480
‫نژاد

165
00:05:10,680 --> 00:05:19,480
‫بال‌بهشتی

166
00:05:10,680 --> 00:05:19,480
‫بال‌بهشتی

167
00:05:10,680 --> 00:05:19,480
‫سطح کلاس‌ها

168
00:05:10,680 --> 00:05:19,480
‫سطح کلاس‌ها

169
00:05:10,680 --> 00:05:19,480
‫خادم

170
00:05:10,720 --> 00:05:19,480
‫خادم

171
00:05:10,720 --> 00:05:19,480
‫کشیش

172
00:05:10,720 --> 00:05:19,480
‫کشیش

173
00:05:10,720 --> 00:05:19,480
‫خنیاگر

174
00:05:10,720 --> 00:05:19,480
‫خنیاگر

175
00:05:10,720 --> 00:05:19,480
‫خنیاگر

176
00:05:11,590 --> 00:05:14,540
‫به نسبت استانداردهای این دوره، خیلی قویه.

177
00:05:14,540 --> 00:05:17,700
‫به نظر نمیاد رابطه‌ی خونی با پارتنوس داشته باشه.

178
00:05:17,700 --> 00:05:19,940
‫شاید نوه‌خونده‌اش باشه؟

179
00:05:19,940 --> 00:05:21,590
‫اون بال‌ها!

180
00:05:21,590 --> 00:05:23,820
‫شما بانو «لوفاس» هستید؟

181
00:05:23,820 --> 00:05:25,170
‫خودمونیم.

182
00:05:25,170 --> 00:05:28,250
‫این‌ها هم دو تا از دوازده ستاره‌ی آسمانی،
‫«آریس» و «لیبرا» هستن.

183
00:05:29,010 --> 00:05:31,680
‫اون احمقی هم که اونجا ولو شده، «آیگوکروسه».

184
00:05:32,150 --> 00:05:33,480
‫اینم «دینا»ست.

185
00:05:34,630 --> 00:05:36,290
‫اسم‌تون رو شنیده بودم.

186
00:05:36,290 --> 00:05:39,010
‫آه! اسم منم «ویرگو»ـه.

187
00:05:39,900 --> 00:05:43,360
‫اگه بخواید،
‫می‌تونم ببرمتون پیش مامان‌بزرگ.

188
00:05:44,390 --> 00:05:46,620
‫چه دختر خوب و روراستیه.

189
00:05:46,620 --> 00:05:47,640
‫ارباب لوفاس!

190
00:05:48,600 --> 00:05:49,390
‫چیه؟

191
00:05:49,390 --> 00:05:50,620
‫این خیلی بده!

192
00:05:51,780 --> 00:05:54,920
‫تیپ شخصیتیِ این دختره با من تداخل داره!

193
00:05:54,920 --> 00:05:55,920
‫واقعاً؟

194
00:05:56,840 --> 00:05:59,810
‫بـ... با این وضع، خاص بودنم رو از دست می‌دم،

195
00:05:59,810 --> 00:06:01,940
‫و دیگه به چشم نمیام!

196
00:06:01,940 --> 00:06:02,670
‫آره، ولی...

197
00:06:03,210 --> 00:06:04,050
‫همین‌جوریش هم به چشم نمیومدی.

198
00:06:08,540 --> 00:06:11,340
‫خب، لطفاً دنبالم بیاید.

199
00:06:11,660 --> 00:06:13,600
‫مامان‌بزرگ خیلی خوشحال می‌شه.

200
00:06:16,670 --> 00:06:17,890
‫اینم از مامان‌بزرگ.

201
00:06:21,860 --> 00:06:24,510
‫اون همیشه باور داشت که شما زنده می‌شید،

202
00:06:24,510 --> 00:06:26,690
‫و همین امید زنده نگه‌ش داشته بود،

203
00:06:26,690 --> 00:06:29,580
‫ولی پارسال یه تیکه میوه پرید تو گلوش و خفه شد.

204
00:06:29,580 --> 00:06:32,360
‫هوی، این یعنی چی؟

205
00:06:32,910 --> 00:06:35,080
‫دوازده ستاره‌ی آسمانی هنوز هستن.

206
00:06:35,080 --> 00:06:37,400
‫مگه این *دقیقاً* همون حرفی نبود که زدی؟

207
00:06:37,400 --> 00:06:41,380
‫الان که به جای دوازده‌تا، *یازده* ستاره‌ی آسمانیِ فاتح داریم!

208
00:06:41,710 --> 00:06:42,900
‫آم...

209
00:06:42,900 --> 00:06:44,650
‫خب، چیزه...

210
00:06:45,770 --> 00:06:48,190
‫آخه سد دفاعی هنوز سر جاش بود،

211
00:06:48,190 --> 00:06:50,680
‫واسه همین کی فکرشو می‌کرد اون زنده نباشه؟!

212
00:06:50,680 --> 00:06:55,710
‫تازه، اگه بانو پارتنوس *مرده*، این سد چطوری هنوز فعاله؟!

213
00:06:55,710 --> 00:06:57,260
‫بحث رو عوض نکن.

214
00:06:57,740 --> 00:07:00,440
‫هرچند سؤال خوبیه.

215
00:07:00,440 --> 00:07:05,000
‫کینه‌ی مامان‌بزرگ بعد از مرگش اون رو توی این دنیا نگه داشته.

216
00:07:05,000 --> 00:07:08,900
‫پس اون پارتنوسِ «دوشیزه» نیست، روحِ کینه‌توزه!

217
00:07:09,530 --> 00:07:11,590
‫فعلاً که وضعیت رو فهمیدیم.

218
00:07:11,950 --> 00:07:15,240
‫باید پارتنوس رو ببینیم و کمک کنیم روحش به آرامش برسه.

219
00:07:15,660 --> 00:07:18,200
‫می‌دونی روحش کجاست؟

220
00:07:18,690 --> 00:07:22,120
‫مطمئنم داخل محوطه‌ی سد دفاعیه، ولی...

221
00:07:22,120 --> 00:07:25,840
‫اصلاً از کجا می‌دونی که روح شده؟

222
00:07:25,840 --> 00:07:29,330
‫مامان‌بزرگ گهگاهی میاد بیرون تا سد رو ترمیم کنه،

223
00:07:29,330 --> 00:07:30,930
‫اون موقع‌ها می‌بینمش.

224
00:07:31,300 --> 00:07:35,190
‫ولی همین تازگی سد رو ترمیم کرده.

225
00:07:35,190 --> 00:07:38,310
‫یعنی دفعه‌ی بعد که بیاد بیرون چند ماه دیگه است؟

226
00:07:39,590 --> 00:07:42,650
‫خب، ما که توی سفرمون عجله‌ای نداریم.

227
00:07:42,650 --> 00:07:46,270
‫پس فقط کافیه سد رو بشکنیم!

228
00:07:46,610 --> 00:07:48,480
‫بسپارش به من!

229
00:07:48,480 --> 00:07:50,070
‫نامرئی!

230
00:07:48,980 --> 00:07:50,070
‫نه، صبر کن!

231
00:07:50,100 --> 00:07:52,150
‫بشکن!

232
00:08:01,030 --> 00:08:03,850
‫چطور بود، سرورم؟

233
00:08:03,850 --> 00:08:04,930
‫آیگوکروس.

234
00:08:04,930 --> 00:08:05,380
‫بله!

235
00:08:06,840 --> 00:08:11,300
‫الان قشنگ فهمیدیم که تو یه بزِ کله‌خر و عجولی.

236
00:08:11,860 --> 00:08:15,550
‫اگه پارتنوس با این کارت ما رو دشمن فرض می‌کرد، می‌خواستی چه غلطی کنی؟

237
00:08:17,780 --> 00:08:22,600
‫چرا دوازده ستاره پر از احمق‌هاییه که حرف گوش نمیدن؟!

238
00:08:23,980 --> 00:08:26,560
‫پس منتظرش می‌مونیم.

239
00:08:30,470 --> 00:08:31,870
‫نیستش.

240
00:08:34,450 --> 00:08:36,130
‫نیستش.

241
00:08:39,080 --> 00:08:40,540
‫نیستش!

242
00:08:44,260 --> 00:08:47,460
‫نکنه روحش به آرامش رسیده و رفته؟

243
00:08:47,460 --> 00:08:50,200
‫احتمالش به طرز عجیبی زیاده.

244
00:08:51,190 --> 00:08:53,920
‫در این صورت، دیگه دلیلی نداره اینجا بمونیم،

245
00:08:53,920 --> 00:08:55,300
‫پس راه بیفتیم.

246
00:08:55,300 --> 00:08:57,640
‫اِ، ولی مطمئنید؟

247
00:08:57,950 --> 00:09:00,940
‫اینجا زادگاهتونه، مگه نه؟

248
00:09:00,940 --> 00:09:04,180
‫یعنی قبر مادرتون اینجا نیست؟

249
00:09:04,870 --> 00:09:05,590
‫هوم...

250
00:09:06,510 --> 00:09:08,170
‫مادرم...؟

251
00:09:11,860 --> 00:09:15,490
‫سرورم، یادمه که شما هر سال یه بار به این سرزمین میومدید

252
00:09:15,490 --> 00:09:19,320
‫تا سر خاکِ مادرِ مرحومتون دعا کنید.

253
00:09:19,620 --> 00:09:24,010
‫ظاهراً مادرش برای «لوفاس» خیلی عزیز بوده،

254
00:09:24,410 --> 00:09:27,070
‫ولی واسه من فقط قبر یه غریبه است.

255
00:09:27,550 --> 00:09:28,340
‫با این حال...

256
00:09:28,790 --> 00:09:30,040
‫درسته.

257
00:09:30,040 --> 00:09:31,690
‫بد نیست یه سر بزنیم.

258
00:09:31,690 --> 00:09:33,400
‫می‌خواید برید ادای احترام؟

259
00:09:33,400 --> 00:09:36,010
‫من که حال ندارم از همچین کوهی برم بالا.

260
00:09:36,010 --> 00:09:37,700
‫ارتفاعش چقدره؟

261
00:09:37,700 --> 00:09:40,100
‫۳۸۰۷ متر.

262
00:09:40,100 --> 00:09:42,670
‫از کوه فوجی هم بلندتره!

263
00:09:43,750 --> 00:09:45,810
‫خب، در این صورت...

264
00:09:54,530 --> 00:09:56,820
‫بفرما، کیمیاگری تموم شد!

265
00:09:56,820 --> 00:09:58,100
‫چطوره، تاناکا؟

266
00:09:58,100 --> 00:09:59,830
‫نه، «تاناکا جت»!

267
00:10:00,030 --> 00:10:01,200
‫عالیه!

268
00:10:02,740 --> 00:10:04,280
‫انگار خوشش اومده.

269
00:10:10,090 --> 00:10:11,000
‫خب دیگه،

270
00:10:11,000 --> 00:10:12,380
‫بریم؟

271
00:10:29,770 --> 00:10:30,920
‫عجیبه.

272
00:10:31,770 --> 00:10:35,390
‫نسبت به زادگاه لوفاس حس دلتنگی دارم.

273
00:10:35,830 --> 00:10:38,510
‫با اینکه تا حالا پام رو اینجا نذاشتم.

274
00:11:19,480 --> 00:11:21,870
‫شهری که توش به دنیا اومدید...

275
00:11:22,320 --> 00:11:24,410
‫شهر قشنگی به نظر میاد.

276
00:11:26,370 --> 00:11:29,890
‫ما که فقط خاطرات تلخ از اینجا داریم.

277
00:11:30,500 --> 00:11:32,910
‫تنها چیزی که یادمونه اینه که چقدر بهمون تبعیض می‌شد،

278
00:11:33,220 --> 00:11:36,920
‫تحقیر می‌شدیم، و بچه‌های محل بهمون سنگ پرت می‌کردن.

279
00:11:37,620 --> 00:11:39,290
‫خاطرات اونم یادتونه؟

280
00:11:40,340 --> 00:11:43,570
‫خوب نیست بذارید زیاد غرق خاطراتش بشید.

281
00:11:43,900 --> 00:11:46,330
‫ممکنه خودتون رو فراموش کنید.

282
00:11:46,330 --> 00:11:47,560
‫اگه حس می‌کنید براتون سنگینه،

283
00:11:47,560 --> 00:11:50,710
‫لطفاً همین الان به فکر رفتن باشید.

284
00:11:50,710 --> 00:11:51,770
‫متوجه‌م.

285
00:11:55,320 --> 00:11:57,140
‫حرف قبلی‌م رو پس می‌گیرم.

286
00:11:57,140 --> 00:11:57,870
‫ها؟!

287
00:11:58,660 --> 00:12:00,840
‫اگه مردم به بانو لوفاس سنگ می‌زدن،

288
00:12:00,840 --> 00:12:03,750
‫پس این شهر یه لجن‌زارِ کثیفه.

289
00:12:11,250 --> 00:12:14,920
‫شما سه تا چه غلطی دارید می‌کنید؟!

290
00:12:16,530 --> 00:12:18,380
‫درک‌تون می‌کنم،

291
00:12:18,380 --> 00:12:22,340
‫ولی نمی‌خوایم خونه و قبر مادرمون رو هم با خاک یکسان کنید.

292
00:12:25,470 --> 00:12:28,610
‫اوه؟ ساختمون خیلی قشنگیه.

293
00:12:28,610 --> 00:12:31,270
‫پس خونه‌ی شما اینجاست، بانو لوفاس؟

294
00:12:31,650 --> 00:12:32,430
‫آره.

295
00:12:32,760 --> 00:12:36,860
‫هرچند، تعداد دفعاتی که رفتم توش، انگشت‌شماره.

296
00:12:36,860 --> 00:12:39,480
‫جایی که در واقع بهش می‌گفتم خونه...

297
00:12:40,110 --> 00:12:41,000
‫اینجاست.

298
00:12:41,570 --> 00:12:43,500
‫ا... این که...

299
00:12:44,490 --> 00:12:48,070
‫این جاییه که لوفاس توش بزرگ شد.

300
00:12:48,970 --> 00:12:52,610
‫پدرم ازمون متنفر بود چون با بال‌های سیاه به دنیا اومده بودیم.

301
00:12:53,090 --> 00:12:56,430
‫فکر کنم اگه دستش باز بود، منو می‌کشت.

302
00:12:56,430 --> 00:12:59,460
‫سرورم، اجازه می‌دید پدرتون رو به قتل برسونم؟

303
00:12:59,460 --> 00:13:00,250
‫نه، بذار من بکنم!

304
00:13:00,250 --> 00:13:00,850
‫حق منه!

305
00:13:01,270 --> 00:13:02,210
‫فایده نداره.

306
00:13:02,580 --> 00:13:03,940
‫اون دیگه مرده.

307
00:13:05,970 --> 00:13:10,950
‫کسی از شما یادش میاد عبارت «سناریوی الهه» رو شنیده باشه؟

308
00:13:10,950 --> 00:13:12,930
‫سناریوی الهه؟

309
00:13:12,930 --> 00:13:15,940
‫شاه شیاطین اون روز داشت در موردش بهم می‌گفت.

310
00:13:16,370 --> 00:13:18,760
‫توی حافظه‌ی من چیزی نیست.

311
00:13:18,760 --> 00:13:20,190
‫منم نشنیدم.

312
00:13:20,190 --> 00:13:21,110
‫هوم؟

313
00:13:21,110 --> 00:13:21,930
‫هوم...

314
00:13:22,330 --> 00:13:26,360
‫ظاهراً لوفاس اون قدیما خیلی تو‌دار و مرموز بوده.

315
00:13:26,850 --> 00:13:29,780
‫اجازه بدید من جواب اون سؤال رو بدم.

316
00:13:31,570 --> 00:13:34,400
‫زمان زیادی گذشته، بانو لوفاس.

317
00:13:34,400 --> 00:13:38,500
‫خوشحالم می‌بینم بعد این همه سال اصلا عوض نشدید.

318
00:13:39,000 --> 00:13:39,950
‫هوم؟

319
00:13:39,950 --> 00:13:41,090
‫اوه، خدای من.

320
00:13:41,090 --> 00:13:44,310
‫طبق دستورتون واناهایم رو مهر و موم کردم،

321
00:13:44,310 --> 00:13:46,800
‫ولی دویست سال خیلی زیاد بودا!

322
00:13:48,760 --> 00:13:49,830
‫اِ؟

323
00:13:49,830 --> 00:13:52,220
‫چی شده بانو لوفاس؟

324
00:13:52,220 --> 00:13:55,100
‫نکنه می‌خواید بگید قیافه‌ی این پیرزن رو یادتون رفته؟

325
00:13:55,100 --> 00:13:59,640
‫تازه کلی هم عجله کردم تا قیافه‌ی اون موقع‌ام رو بازسازی کنم.

326
00:14:01,690 --> 00:14:03,290
‫صـ... صبر کن ببینم؟

327
00:14:03,290 --> 00:14:05,650
‫تویی، مامان‌بزرگ پارتنوس؟!

328
00:14:05,650 --> 00:14:07,310
‫چیه نوه‌ی گلم؟

329
00:14:07,310 --> 00:14:11,870
‫حالا که یکم قیافه‌م رو عوض کردم نمی‌شناسیم؟

330
00:14:11,870 --> 00:14:14,790
‫نـ... نه، به این که نمی‌گن یکم تغییر!

331
00:14:14,790 --> 00:14:16,070
‫بانو لوفاس.

332
00:14:16,490 --> 00:14:19,910
‫من «پارتنوسِ دوشیزه»، یکی از دوازده ستاره‌ی آسمانی هستم.

333
00:14:19,910 --> 00:14:24,930
‫اومدم تا دوباره قدرتم رو در اختیارتون بذارم.

334
00:14:20,060 --> 00:14:23,040
‫پارتنوسِ دوشیزه

335
00:14:26,390 --> 00:14:27,890
‫پارتنوس،

336
00:14:27,890 --> 00:14:30,390
‫اول از همه بذار معذرت‌خواهی کنیم که این‌قدر منتظرت گذاشتیم.

337
00:14:30,750 --> 00:14:32,760
‫خیلی به زحمت افتادی.

338
00:14:32,760 --> 00:14:34,160
‫پارتنوس!

339
00:14:34,160 --> 00:14:35,630
‫خیلی وقت بود ندیده بودیمت.

340
00:14:35,630 --> 00:14:38,610
‫شباهت ظاهری‌تون با اطلاعات حافظه‌ی بلندمدت من مطابقت داره.

341
00:14:39,570 --> 00:14:40,980
‫بنابراین...

342
00:14:40,980 --> 00:14:46,700
‫بریم سر اصل مطلب، می‌شه بگی چی از سناریوی الهه می‌دونی؟

343
00:14:47,030 --> 00:14:50,110
‫حتماً. البته قبلش بانو لوفاس،

344
00:14:50,110 --> 00:14:55,410
‫الان چقدر از حافظه‌تون پاک شده؟

345
00:15:00,190 --> 00:15:02,250
‫چـ... چی؟!

346
00:15:02,250 --> 00:15:05,000
‫پس تو خبر داری؟

347
00:15:05,000 --> 00:15:06,570
‫معلومه.

348
00:15:06,570 --> 00:15:08,090
‫«احتمالاً بعد از اینکه الهه

349
00:15:08,090 --> 00:15:11,910
‫موقع احیا کردنم اون حقه‌ی کثیف رو بزنه، حافظه‌م رو از دست می‌دم.»

350
00:15:11,910 --> 00:15:16,430
‫هر چی نباشه، این دقیقاً حرفیه که خودتون بهم زدید.

351
00:15:17,660 --> 00:15:22,730
‫چرا دویست سال پیش بهت دستور دادیم اینجا رو مهر و موم کنی؟

352
00:15:25,700 --> 00:15:28,350
‫بانو لوفاس، میشه تنهایی با من بیاید؟

353
00:15:28,350 --> 00:15:30,650
‫لطفاً به بقیه بگید همین‌جا منتظر بمونن.

354
00:15:33,020 --> 00:15:35,160
‫جوابش اینجاست.

355
00:15:39,120 --> 00:15:43,120
‫این یکی از پیشقراول‌های الهه‌ست، کسی که بر دنیا قضاوت می‌کنه.

356
00:15:43,910 --> 00:15:48,890
‫یکی از «پنج اژدها»ست؛ «اژدهای آسمان» که بر نور فرمانروایی می‌کنه.

357
00:15:49,900 --> 00:15:51,090
‫اژدهای آسمان؟!

358
00:15:51,610 --> 00:15:53,390
‫پس واقعاً وجود داشته؟!

359
00:15:54,410 --> 00:15:57,100
‫یکی از پنج اژدهایی که تحت فرمان الهه «آلووِنوس» هستن.

360
00:15:57,660 --> 00:15:59,240
‫توی بازی که پیداشون نبود،

361
00:15:59,240 --> 00:16:02,250
‫فقط یه مشت شخصیت افسانه‌ای بودن که اسم‌شون توی کتاب‌های جانبی اومده بود.

362
00:16:04,290 --> 00:16:09,990
‫اژدهای آسمان

363
00:16:04,290 --> 00:16:09,990
‫اژدهای آسمان

364
00:16:04,310 --> 00:16:07,660
‫فکر نکنم حتی با قدرت لوفاس هم بتونم حریفش بشم.

365
00:16:04,460 --> 00:16:09,990
‫سطح

366
00:16:04,460 --> 00:16:09,990
‫سطح

367
00:16:04,460 --> 00:16:09,990
‫نژاد

368
00:16:04,460 --> 00:16:09,990
‫نژاد

369
00:16:04,460 --> 00:16:09,990
‫اژدها

370
00:16:04,460 --> 00:16:09,990
‫اژدها

371
00:16:04,460 --> 00:16:09,990
‫عنصر

372
00:16:04,460 --> 00:16:09,990
‫عنصر

373
00:16:04,460 --> 00:16:09,990
‫خورشید

374
00:16:04,460 --> 00:16:09,990
‫خورشید

375
00:16:08,120 --> 00:16:09,560
‫این خیلی خطرناکه!

376
00:16:09,990 --> 00:16:12,520
‫همه‌شون توی خواب عمیقن.

377
00:16:13,050 --> 00:16:16,860
‫اما اگه دنیا واقعاً به خطر بیفته، بیدار می‌شن

378
00:16:16,860 --> 00:16:18,910
‫تا به عنوان نگهبان، وظیفه‌شون رو انجام بدن.

379
00:16:19,320 --> 00:16:23,800
‫پس بهت دستور دادم اینجا رو مهر و موم کنی تا جلوی این رو بگیری؟

380
00:16:23,800 --> 00:16:26,220
‫پس دلیلی که نژاد بال‌بهشتی رو از اینجا بیرون کردم...

381
00:16:26,220 --> 00:16:29,840
‫بله. برای این بود که مردم‌تون درگیر این ماجرا نشن.

382
00:16:30,340 --> 00:16:33,090
‫«مراک» و بقیه از این موضوع خبر داشتن؟

383
00:16:33,090 --> 00:16:36,970
‫بین بال‌بهشتی‌ها، فقط تعداد خیلی کمی خبر داشتن.

384
00:16:36,970 --> 00:16:39,000
‫اونا به چشم یه نگهبانِ مقدسِ الهی بهش نگاه می‌کردن

385
00:16:39,000 --> 00:16:40,900
‫و بابتش شکرگزار بودن.

386
00:16:41,770 --> 00:16:45,770
‫پس اژدهای آبیِ «لِویا» که توی «اِسوِل» بود، از روی این الگوبرداری شده بود؟

387
00:16:47,700 --> 00:16:52,000
‫اگه این موجود طغیان کنه، دنیا به راحتی نابود می‌شه.

388
00:16:52,000 --> 00:16:54,010
‫این که خدای نگهبان نیست.

389
00:16:54,010 --> 00:16:55,500
‫فقط یه خدای ویرانگره.

390
00:16:57,330 --> 00:17:01,720
‫در گذشته، شما قصد داشتید «سناریوی الهه» رو درهم بشکنید.

391
00:17:01,720 --> 00:17:03,760
‫ولی گفتید اگه همزمان با الهه و پنج اژدها دربیفتید،

392
00:17:03,760 --> 00:17:06,370
‫شانسی برای پیروزی ندارید.

393
00:17:06,820 --> 00:17:08,760
‫برای همین پیش‌دستی کردید

394
00:17:08,760 --> 00:17:11,770
‫و هر پنج اژدهایی رو که در سراسر دنیا خوابیده بودن، مهر و موم کردید.

395
00:17:11,770 --> 00:17:15,320
‫برنامه‌تون این بود که بعد از شکست دادن شاه شیاطین،

396
00:17:15,320 --> 00:17:18,640
‫تمام نیروهای «میزگارز» رو متحد کنید و به جنگ الهه برید.

397
00:17:19,230 --> 00:17:23,000
‫گفتی اگه دنیا با بحران روبه‌رو بشه، اژدهایان بیدار می‌شن، درسته؟

398
00:17:23,420 --> 00:17:25,810
‫معیارِ اینکه دنیا تو بحرانه یا نه، چیه؟

399
00:17:26,370 --> 00:17:30,360
‫اینکه شاه شیاطین انسان‌ها رو تا مرز انقراض پیش برده، بحران حساب نمی‌شه؟

400
00:17:30,360 --> 00:17:34,090
‫احتمالاً همه‌چی به قضاوت خودِ الهه بستگی داره.

401
00:17:34,090 --> 00:17:36,710
‫اگه تا حالا هیچ‌کدوم‌شون بیدار نشدن،

402
00:17:36,710 --> 00:17:40,720
‫پس یعنی الهه حمله‌های شیاطین رو بحران نمی‌دونه.

403
00:17:40,720 --> 00:17:42,870
‫یا این، یا اینکه خودش باهاشون موافقه.

404
00:17:42,870 --> 00:17:43,660
‫دقیقاً.

405
00:17:43,660 --> 00:17:45,660
‫تونستید بقیه‌ی اژدهایان رو هم مهر و موم کنید؟

406
00:17:46,190 --> 00:17:47,870
‫اونایی که از شما دستور گرفتن، کارشون رو کردن.

407
00:17:48,170 --> 00:17:52,590
‫«تائوروسِ گاو» اژدهای خاک رو توی دنیای زیرزمینیِ «هلهایم» مهر و موم کرد.

408
00:17:52,590 --> 00:17:55,220
‫«آکواریوسِ آب‌رسان» هم مهر و موم کرده

409
00:17:55,220 --> 00:17:58,300
‫اژدهای آتش رو توی سرزمین سوزانِ «موسپلهایم».

410
00:17:58,300 --> 00:18:05,520
‫و «جمینیِ دوقلوها» هم اژدهای چوب رو توی سرزمین اِلف‌ها، «آلفهایم»، مهر و موم کردن.

411
00:18:05,520 --> 00:18:06,890
‫اژدهای ماه چی؟

412
00:18:07,290 --> 00:18:09,480
‫هنوز نتونستیم پیداش کنیم.

413
00:18:09,900 --> 00:18:11,190
‫غیرممکنه.

414
00:18:11,540 --> 00:18:15,430
‫که روی خودِ ماه قایم نشده، شده؟

415
00:18:19,090 --> 00:18:20,830
‫ممنون بابت اطلاعاتت.

416
00:18:21,620 --> 00:18:24,740
‫می‌تونی با بقیه برگردی پیش ویرگو.

417
00:18:24,740 --> 00:18:27,430
‫شما می‌خواید چیکار کنید، بانو لوفاس؟

418
00:18:27,430 --> 00:18:29,950
‫من هنوز سر خاک مادرم نرفتم.

419
00:18:31,860 --> 00:18:33,220
‫بانو لوفاس.

420
00:18:34,090 --> 00:18:35,610
‫لطفاً مراقب باشید.

421
00:18:36,030 --> 00:18:39,300
‫الهه یه توانایی خاص به اسم «آواتار» داره.

422
00:18:39,900 --> 00:18:41,170
‫آواتار؟

423
00:18:41,750 --> 00:18:44,660
‫الهه نمی‌تونه خودش مستقیم کاری بکنه.

424
00:18:44,660 --> 00:18:45,530
‫اما،

425
00:18:45,530 --> 00:18:49,980
‫می‌تونه آواتارهایی بسازه که از دستوراتش پیروی کنن و بقیه رو تحریک کنن.

426
00:18:50,450 --> 00:18:53,540
‫ممکنه کسی که فکر می‌کردی یه آدم بی‌قدرت و عادی تو شهره،

427
00:18:53,540 --> 00:18:56,610
‫خیلی راحت خودِ الهه از آب در بیاد.

428
00:18:57,140 --> 00:19:00,820
‫نمی‌دونیم الهه کجای این دنیا قایم شده.

429
00:19:04,300 --> 00:19:06,790
‫خب، من دیگه برمی‌گردم.


432
00:19:20,040 --> 00:19:21,630
‫لوفاسِ قبلی داشت به چی فکر می‌کرد،

433
00:19:21,630 --> 00:19:24,930
‫که نقشه کشیده بود با الهه دربیفته؟

434
00:19:25,810 --> 00:19:28,950
‫این‌قدر چیزا هست که نمی‌دونم... همه‌چی خیلی گیج‌کننده‌ست.

435
00:19:29,350 --> 00:19:31,660
‫اما یه چیز رو می‌دونم.

436
00:19:32,230 --> 00:19:36,030
‫«لوفاس مافال» برای الهه یه مانع بزرگ بود.

437
00:19:36,490 --> 00:19:38,210
‫هر کسی که بتونه علیه‌ش شورش کنه

438
00:19:38,210 --> 00:19:40,550
‫اونم توی دنیایی که خودش ساخته،

439
00:19:40,550 --> 00:19:42,850
‫چیزی جز یه مزاحم نیست.

440
00:19:43,510 --> 00:19:49,480
‫برای همین الهه موقع احیای لوفاس یه کاری کرد تا حافظه‌ش رو مهر و موم کنه.

441
00:19:50,040 --> 00:19:51,870
‫و اون حقه‌ی کثیف...

442
00:19:52,310 --> 00:19:53,300
‫من بودم.

443
00:19:54,030 --> 00:19:55,480
‫لعنت بهش!

444
00:19:55,480 --> 00:19:58,670
‫آره. لعنتی. گندش بزنن!

445
00:19:58,670 --> 00:20:02,880
‫من واقعاً از اول اضافی بودم!

446
00:20:03,400 --> 00:20:05,390
‫من فقط برای این بودم که روی لوفاسِ اصلی رو بپوشونم

447
00:20:05,390 --> 00:20:08,100
‫و مثل یه درپوش عمل کنم تا نذارم به هدفش برسه.

448
00:20:08,500 --> 00:20:12,850
‫این همون «نقش جدیدی» بود که الهه بهم بخشید.

449
00:20:10,620 --> 00:20:12,850
‫من نقش جدیدی به تو می‌بخشم.

450
00:20:10,910 --> 00:20:12,850
‫قبول می‌کنی؟

451
00:20:13,330 --> 00:20:14,890
‫ولی نمی‌فهمم.

452
00:20:14,890 --> 00:20:16,340
‫آخه چرا من؟

453
00:20:16,730 --> 00:20:21,160
‫می‌تونست یه نفر رو انتخاب کنه که کارش باهاش راحت‌تر باشه، مثلاً یکی از مریدای خودش.

454
00:20:22,670 --> 00:20:24,500
‫خب، اینم شد یه دلیل دیگه برای این سفر.

455
00:20:25,030 --> 00:20:26,430
‫نه، این‌طوری نیست.

456
00:20:27,450 --> 00:20:28,620
‫یه دلیل دیگه اضافه نشد.

457
00:20:28,940 --> 00:20:31,120
‫بالاخره یه دلیل واقعی پیدا کردم.

458
00:20:31,500 --> 00:20:33,770
‫هر کاری لازم باشه می‌کنم تا این الهه رو ببینم

459
00:20:33,770 --> 00:20:36,170
‫و ازش بپرسم چرا پای منو به این قضیه باز کرده.

460
00:20:36,750 --> 00:20:39,370
‫تا الان از اینکه اینجا تناسخ پیدا کرده بودم ذوق‌زده بودم،

461
00:20:39,370 --> 00:20:42,650
‫و فقط داشتم با جریان پیش می‌رفتم،

462
00:20:42,650 --> 00:20:47,000
‫اونم به بهونه‌ی اینکه دارم سفر می‌کنم تا دوازده ستاره آسمانی رو جمع کنم.

463
00:20:47,770 --> 00:20:48,890
‫می‌خوام بدونم...

464
00:20:49,320 --> 00:20:52,510
‫چرا الهه منو از دنیای خودم کشوند اینجا؟

465
00:20:53,350 --> 00:20:54,230
‫اما مهم‌تر از اون...

466
00:20:55,330 --> 00:20:59,570
‫اینکه بفهمم داشتم تو دستش بازی می‌خوردم و بی‌خبر از همه‌جا ازم استفاده می‌شده،

467
00:21:00,010 --> 00:21:02,150
‫باعث می‌شه یه حس خیلی...

468
00:21:02,690 --> 00:21:03,540
‫بدی بهم دست بده.

469
00:21:30,690 --> 00:21:32,900
‫هدف لوفاس رو کشف می‌کنم،

470
00:21:32,900 --> 00:21:35,260
‫می‌فهمم می‌خواسته چیکار کنه،

471
00:21:35,820 --> 00:21:37,190
‫و خودم انجامش می‌دم!

472
00:21:37,420 --> 00:21:40,540
‫اون‌وقت اون الهه مجبور می‌شه

473
00:21:40,540 --> 00:21:42,910
‫یه جوری باهام ارتباط برقرار کنه!

474
00:21:43,720 --> 00:21:44,590
‫پس از این به بعد،

475
00:21:45,060 --> 00:21:47,450
‫من واقعاً پا جای پای لوفاس می‌ذارم!

476
00:21:49,400 --> 00:21:52,490
‫این کارم نه از روی حس عدالت‌خواهی‌ئه، نه شجاعت،

477
00:21:52,950 --> 00:21:56,030
‫و قطعاً نه به خاطر نگرانی برای آینده‌ی این دنیا.

478
00:21:56,570 --> 00:21:58,100
‫این یه مسئله‌ی شخصیه.

479
00:22:00,910 --> 00:22:03,420
‫این ضدحمله‌ی منه

480
00:22:05,090 --> 00:22:06,520
‫علیه اون الهه‌ای که منو کشوند وسط این بازی!

481
00:22:07,550 --> 00:22:09,970
‫{\an8}ادامه دارد...

